آموزش وزن عروضی – درس پنجم
این اختیارات طبق قواعدی خاص می باشد که در زیر آمده اند:
1- بلند تلفظ کردن مصوت کوتاه کسره:
شاعر می تواند بنا به ضرورت وزن ، مصوت کوتاه کسره پایان کلمه را بلند تلفظ کند
در مصراع دوم به کسره آخر لب (هر دو) و شده دقت کنید:
برای خواندن ادامه مطلب روی دنباله کلیک کنید
حالا تو لال میشوی و آن لبت لبو
لیلا لب تو روی لب من شده عسل
حا لا تُ لا / ل می شَ وِ/ یُ آن لَ بَت/ لَ بو
_ U/_ U _ _/U U _ U/_ U _ _
لِی لا لَبِ /تُ رو یِ لَ/ بِمَن شُ دِ/ عَ سل
میبینید که مصوت کوتاه کسره بنا به ضرورت وزن بلند محسوب شده است.
2- بلند تلفظ کردن مصوت کوتاه ضمه:
مصوت کوتاه ضمه هنگامی که به ضمه عطف تبدیل شود قابلیت بلند تلفظ شدن را دارد ، به عبارت دیگر شاعر می تواند در صورت نیاز ضمه عطف را بلند تلفظ کند
به “و” عطف بین شیشه و کراک در مصراع اول دقت کنید:
افسوس در نبود تو با شیشه و کراک
هر روز و شب من از تن خود،کار می کشد
اَف سو س دَر/نَ بو ِد تُ/با شی شِ وُ/کِ راک
_ U/_ U _ _/U U _ U/_ U _ _
هَر رو زُ شَب/مَ نَز تَ نِ/خُد کا ر می/کِ شَد
میبینیم که ” و” عطف در بین شیشه و کراک بلند محسوب میشود.
3- بلند تلفظ کردن مصوت کوتاه فتحه:
این اتفاق تنها در واژهنهمی افتد یعنی شاعر این اختیار را دارد که واژه نه را کوتاه و یا بلند محسوب کند
به کلمه نه در مصراع دوم نگاه کنید:
مرا از خودت خواندی و رخت بستی؟
برو ، نه تو هرگز شبیهم نبودی
مَ را از/خُ دَت خا/دِ یُ رَخ/ت بَس تی
_ _ U _ _ U _ _ U _ _ U
بُ رو نَ/تُ هَر گِز/شَ بی هَم/نَ بو دی
میبینم که نه در این جا بلند محسوب شده است.
4- کوتاه تلفظ کردن مصوت های بلند:
اگر بعد ازکلماتی که با مصوت های بلند “و” و “ی” پایان یافته اند ، مصوتی دیگر بیاید شاعر اختیار دارد که مصوت های “و” و “ی” را کوتاه تلفظ کند، ضمنا میان دومصوت یاء میانجی می آید.
تبصره1: به جز واژه ی سو که استثناست ، “و” در هیچ کدام از واژه های تک هجایی مانند مو ، رو ، بو و ….. از این قاعده بهره نمیبرد.
تبصره2: صامت “ی” در صورتی که بین کلمات ساده و یا با پسوند و پیشوند و…. باشد ، همواره کوتاه محسوب میشود و شاعر هیچ اختیاری در این مورد ندارد.
به کلمه ی سو در مصراع دوم توجه کنید:
من و تمام غزل هام روی دریاییم
دلت اگر که گرفته بیا سوی دریا
مَ نُ تَ ما/مِ غَ زَل ها/م رو ی ِ در/یا ییم
_ U U/ _ U _ U / _ _ U U/_ U _ U
دِ لَت اَ گَر/کِ گِ رِف/تِ/بِ یا سو یِ/دریا
البته دراین بیت از اختیارات دیگری نیز استفاده شده است.
5- کوتاه و یا کشیده تلفظ کردن هجای آخر مصراع:
آخرین هجای هر مصراع همواره بزرگ است ، اما شاعر اختیار دارد که از هجاهای کوتاه و یا بلند نیز استفاده نماید
شد خیره آن فرشته به چشم محمدُ
_اقراء،صدا بلند شد و مرد تا شکست
بر روی صحنه کار به اوج خودش رسید
یک بحث داغ و حرمت لات و منی شکست
می بینیم که در مصراع اول ، هجای آخر مصراع کوتاه است و در سه مصراع دیگر ، کشیده.
6- امکان حذف همزه:
همان طور که قبل از این گفتیم ، اگر در شعر فارسی قبل از همزه آغاز واژه ، صامتی دیگری قرار بگیرد میتوان همزه را حذف کرد
به دو کلمه آخر درمصراع اول بیت زیر توجه کنید:
تویی که نزد همه شکل مردی آزادی
بگو چرا به کدامین گناه دل دادی
تُ یی کِ نز / دِ هَ مِ شک / لِ مر د یا/زا دی
_ U U/ _ U _ U / _ _ U U/_ U _ U
بِ گوچِ را/ بِ کُ دا مین / گُ نا ه دل /دا دی
7-آوردن فاعلاتن به جای فعلاتن در رکن اول:
در صورتی که رکن اول بعضی از اوزان ، فعلاتن باشد ، شاعر میتواند به جای آن رکن، فاعلاتن بیاورد
دقت کنید که این اتفاق تنها در رکن اول می افتد و بر عکس آن صدق نمیکند (یعنی شاعر نمیتواند به جای فاعلاتن ، فعلاتن بیاورد)
وزن مثنوی زیر ،”فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن”میباشد به اولین رکن از مصراع دوم دقت کنید:
دل شوریده من حس کبوتر دارد
فکر حرکتو رسیدن به تو در سر دارد
پردردم پر دردم پردردم پردرد
و فقط چشم تو بوده است که خوبم میکرد
8-ابدال:
شاعر میتواند به جای دو هجای کوتاه ، یک هجای بلند بیاورد ، این اختیار به این صورت اتفاق می افتد:
فعلن( _ U U ) = فع لن ( _ _ )
مستفعل(UU_ _) ، مفتعلن(_ UU_) ، فعلاتن(_ _ UU) = مفعولن( _ _ _ )
دکتر کرمی در کتاب عروض و قافیه درشعر فارسی به این اختیار نام تسکین داده اند.
توتند می دوی و تند تر ز تو سیگار
و گردنی زده بیرون ز گوشه ی چمدان
وزن این بیت”مفاعلن ، فعلاتن ، مفاعلن فعلن” میباشد که شاعر در رکن آخر مصراع اول به جای فعلن از فع لن استفاده کرده است.
9-قلب:
شاعر میتواند به جای مفتعلن ، از مفاعلن استفاده کند_یا برعکس آن_
یعنی میتواند جای دو هجای کوتاه و بلند را با یکدیگر عوض کند:
به عبارت دیگر میتواند به جای _ U ، U _ استفاده کند.
کنار عرعر گربه و واق واق شتر
چقدر لحن صدای پوچ تو قدرت داشت
کِ نا رِ عَر/ عَ رِ گر بِ/ وَ وا ق وا /قِ شُ تر
_ U U/ _ U _ U / _ _ U U/_ U _ U
چِ قد ر لح /نِ صِ دا ی ِ/پو چ ِ تُ قد/ رت داشت
_ U U/ _ U U _/_ _ U U / U _ U
با اندکی دقت می توان متوجه شد که در رکن سوم از اختیار قلب صورت گرفته است
خود آزمایی:
نام ارکان عروضی ابیات زیر را قید فرموده و مشخص نمایید که در هر کدام از ابیات زیر چند اختیار و چه اختیارتی به کار رفته است:
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
سیر نیم سیر نیم از لب خندان تو
ای که هزار افرین بر لب و دندان تو
زلف تو مرا عمر دراز است ولی نیست
در دست سر مویی از آن عمر درازم
زر بده مرد سپاهی را تا سر بنهد
و گرش زر ندهی سر بنهد در عالم

















goood